تبليغاتX
o°O♥دختری پائیزی♥O°o
o°O♥دختری پائیزی♥O°o
قلب آن تکه گوشت جاری و گرمی نیست که گاهی میان صندوقی از یخ، از سینه ای به سینه ای دیگر منتقل می شود..

قلب این هیجانی ست که فضای سینه ی مرا داغ می کند وقتی تو با منی.. تو و یادت.

قلب همین تپش سادست که میخواهد ؛ من در تو حل شود.

جمعه یکم اردیبهشت 1391 | 8:21 PM | روشنک |

http://sheklak-khanoomi.blogfa.com http://sheklak-khanoomi.blogfa.com

سلام دوستای گلمشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے ...خوبین؟حتما حسابی مشغولین.نه؟

دلم واستون خیلی تنگ شدهSmiley ..اخه ففقط چند نفر اومده بودن.

ببخشید که این همه مدت نبودم اخه داشتم واسه یه امتحان مهم زبان انگلیسی میخوندم که اصلا وقت نداشتم بیام سر بزنم..اولش امتحانم ۲ اسفند بود ولی افتاد به ۲۰ اسفند..بعدم که رفتم تهران واسه امتحانه و ۲ روز پیش برگشتم

باید اینجارم یه خونه تکونی بکنم..اگه برسم..

خب فعلا بای بای

پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 | 2:20 PM | روشنک |

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد ـ



پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 | 1:41 PM | روشنک |

 

سلام سلام...شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

بالاخره اووومدم!! وااااااااای نمیدونید چقدر سرم شلوغه حتی فرصت اینکه الان براتون توضیح بدم چرا دیر به دیر میام ندارمشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

دیگه اوایل اسفند اینا راحت میشم جبران میکنم ...راستی مرسی که تنهام نذاشتین..(دوستان با معرفتو میگمااااااا) 

دیروز یه مطلب خوندم گفتم بیام براتون بذارم یه فرصتم میشه یه سلامی بکنم بعد قرن ها..

عکساشو گذاشتم تو ادامه مطلب...جالبه یه نیگا بندازین

قبلش این جغد رو نگا کنین.چه بانمکه!!داره میخنده اووووووخیشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

منتظر حضور گرمتون هستم...خیلی دوستون دارم

فعلا بای بای


ادامــﮧ مطلب
سه شنبه چهارم بهمن 1390 | 7:47 PM | روشنک |

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے....شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےRoshanak

شنبه سوم دی 1390 | 7:11 PM | روشنک |

 شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

سلام  سلام....چطورین؟خوبین دوستای گلم؟

نمیدونین چقدرررررررررررررررررررررررر دلم واستون تنگ شده بود...  Smiley

من همه ی وبلاگارو خوندمااااا...یه وقت فکر نکنین بی معرفتم. شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

اما خیلی ها تنهام گذاشته بودن شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے !!حالا من که میبخشمتون

راستی یه چیزی گذاشتم تو ادامه مطلب...وقت داشتین حتما بخونین.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

منتظر نظرای خوشگلتون هستم*

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےفعلا بای بایشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

 

         


ادامــﮧ مطلب
چهارشنبه سی ام آذر 1390 | 7:11 PM | روشنک |

 شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

شنبه پنجم آذر 1390 | 2:3 PM | روشنک |


همسر يکي از فرماندهان پاسگاه که به تازگي هم ازدواج کرده و چندين ماه از زندگيشان دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش مي گذشت بدجوري دلتنگ خانواده پدري اش شده بود چندين بار از شوهرش درخواست مي کند که براي ديدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم يا به تنهايي مسافرت کند ولي هر بار شوهرش به بهانه اي از زير بار موضوع شانه خالي مي کند. زن که در اين مدت با چگونگي برخورد ماموران زير دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها براي گرفتن مرخصي و غيره هم کم و بيش آشنا شده بود به فکر مي افتد حالا که همسرش به خواسته وي اهميتي قائل نمي شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصي براي رفتن و ديدن خانواده اش بکند ، پس دست به کار شده و در کاغذي درخواست کتبي به اين شرح مي نويسد:

" جناب ....

فرمانده محترم ...
اينجانب ....... همسر حضرتعالي که مدت چندين ماه است پس از ازدواج با شما دور از خانواده و بستگان خود هستم حال که شما بدليل مشغله بيش از حد کاري فرصت سفر و ديدار بستگان را نداريد بدينوسيله درخواست دارم که با مرخصي اينجانب به مدت ... براي مسافرت و ديدن پدر ومادر واقوام موافقت فرمائيد ."
" با احترام ..... همسر شما "


و نامه را در پوشه مکاتبات همسرش مي گذارد.

چند وقت بعد جواب نامه به اين مضمون بدستش
ميرسد:

*"*سرکار خانم ...

عطف به درخواست مرخصي سرکار عالي جهت سفر براي ديدار اقوام *با درخواست شما به شرط تامين جانشينشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے موافقت ميشود."*

                                                                 شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

جمعه بیستم آبان 1390 | 12:46 PM | روشنک |

 سلام به همگی!خوبین دوستای خوشگلم؟

درس و مدرسه چطوره؟

چقد پاییز قشنگه

ببخشید که یه مدت نبودم و اپ نکردم..دیگه درسه دیگه!مگه وقت میذاره واسه ادم؟شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

راستی یه داستان گذاشتم ادامه مطلب...دوس داشتین یه نگا بندازین

بوس بوس....

       بای بای....                                        


ادامــﮧ مطلب
شنبه بیست و سوم مهر 1390 | 7:21 PM | روشنک |

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

شنبه دوم مهر 1390 | 2:7 PM | روشنک |

Daisypath - Personal pictureDaisypath Happy Birthday tickers

چت روم

چت روم

آيکـُن هاي ِ دختره

آيکـُن هاي ِ دختره

آيکـُن هاي ِ دختره

آيکـُن هاي ِ دختره

آيکـُن هاي ِ دختره